موج وبلاگی دوست شهیدت کیه !؟

سفارش تبلیغ
صبا
* تولد دوباره ات مبارک حسین برادرم *

" بِســــمِ ربـــــ الشُّهـَــــــداءِ وَ الصِّدّیقیــــــــــــن "

سلام بر شهیــــــــدان ...


سلام حاج داداش ...

شبِ قشنگیه شبِ شهادتت ... 

حس میکنم برا تو هم شبِ قشنگیه امشب ...

چه روزِ قشنگی پرکشیدی به آغوشِ معبودت ...

امسال دوباره دقیقا سالروز شهادت تو ، خورده به یه روز جمعه / هشتم اسفند

28 سالِ پیش :: سال 1365 / هشتم اسفند ماه / یه روز جمعه عاشقانه پرکشیدی و  

دوباره متولـــــد شدی ...


عاشقانه چشم به این جهان گشودی ...

عاشقانه هم چشم از این جهان بستی ...

یک روز جمعه آمدی ... و ..... یک روز جمعه هم رفتی ...

در یکی از روز های محرم با شور و عشق حسینی به دنیا آمدی و هم نام حسین شدی ...

طول زندگی زیبایت را به عشق حسین (ع) زیستی ...

و روح عاشورایی ات را به ندبه ی شهادت زائر کربلا کردی ...

چه زیبا با عاشورا و ندبه و کربلا رابطه ای تنگاتنگ داشتی :

که محرم از آنِ تو بود * جمعه از آنِ تو بود * حسین نیز از آنِ تو بود

* و لشکر امام حسین(ع) در جبهه ها نیز از آنِ تو بود *


تو آنچنان عشق را به زانو در آوردی :

که روزی در کنارِ دستِ از پیکر جدایت در خاک های طلائیه فرود آمد و پیش کشی ات را با تمام احترام و اقتدار برای خالقِ جهان هدیه برد ...

و سپس ؛

در آخر،

روزی نیز ،

بر خاک های شلمچه ؛

سر به سجــــــــــــــــــده ؛

جــــان سپـــــــــرد ...


تو مالِ زمین نبودی برادر آسمانی ام ...

زمین هم مال تو نبود ... بلکه زیر قدمهایت محو بود ...

زمین برایت تنگ بود ...

فقط آسمان میتوانست روح بزرگت و سنگینی عشقت را به دوش کشد ...

خاک ها توان از کف دادند ...


تو از همان ابتدا هم

زمینی نبودی


خدا نیز فقط اجازه داد تا چند سالی میان ما زمینیان قدم بگذاری و آسمانی شدن را به ما بیاموزی

بعد هم تو را در اوج جوانی با عشقی که بر تو داشت برای خود برگزید و از زمین چیــــد ...


مبــــــــارک بــــاد شهادتت برادرم ...

*******




+ نوشته شـــده در پنج شنبه 93 اسفند 7 ساعــت ساعت 11:4 عصر تــوسط دختر حاج حسیـــن | نظر
برچسب ها: ابالفضل جبهه ها، دلنوشته، شهادت حاج حسین، شهادت