موج وبلاگی دوست شهیدت کیه !؟

سفارش تبلیغ
صبا
آقای من دلم گرفته

مَهدی جان ..


آقایِ من دلم گرفته ...
ای مولایِ من ... آرامِ جاااانم .... کجایی آقا ...
 
بابایِ من...
بابای آسمانی ام ... عزیزِ جانم ... کجایی بابا ...
 
کجایی من فدایت مهربانم ...
 
بیا جانم فدایت ...
 
بیا کمی به رسم پدر بودنت ، دستی بکش بر سرم ...
 
بیا این دختر کوچک و بیقرارت را در آغوش بگیر تا آرام گیرد ...
 
بیا اشکهایم را با دستهای گرم و پدرانه ات پاک کن ..

تا به این بهانه، گرمای دستانت بر روی صورت بنشیند ... و جانی دوباره بگیرم از دستان پر مِهرت عشقِ نا پیدای من ...
 
بیا عزیزِ من ...
 
بیا دستان کوچکم را بگیر به آسمانها ببر ...
 
من آسمان میخواهم.. از زمین خسته ام .......
 
بیا مَهدی ام .... تو را قسم به مادرت زهرا بیا ...



+ نوشته شـــده در شنبه 93 فروردین 16 ساعــت ساعت 6:26 عصر تــوسط دختر حاج حسیـــن | نظر
برچسب ها: دلنوشته، یا مَهدی
غمِ مَهدی

یا زهرای مرضیه ...
 
سلام بانو ...
سلام بر تو ای مادر پهلو شکسته ...
 
بمیرم مادرم پهلویت را شکستند ..
 
حالا نیـــــــــز ........
حالا نیز .. میشکنند قلب مَهدی ات را مادرم ..
 
چه کنم با این همه غم ...
 
چه کنم با اینهمه آه ...
 
آه مادر! چه سنگین است غم تو ...
 
و چه سنگین است غم مَهدی ... هم زِ داغ تو مادر جان ...

و هم دیدن چشمان بارانی اش زِ این همه بی مهری از جانب ما شیعیان ...

و هم تنهاییی اش با وجود این همه مُدَّعی میان شیعیان و دِگَر ها .. و آه ...
 
آه ..
آه و واویلا .. :"(

 


+ نوشته شـــده در جمعه 93 فروردین 15 ساعــت ساعت 6:27 عصر تــوسط دختر حاج حسیـــن | نظر
برچسب ها: دلنوشته، یا مَهدی